شمس الدين محمد بن احمد خفرى

64

تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي )

قدمتش ثابت شده باشد ، عدم آن چيز ممتنع خواهد بود . در نتيجه ، تكليف بايد در دار جزا هم باقى باشد و اين امر اجماعا باطل است . وجه ششم : اگر كلام حقّ تعالى ازلى باشد ، هرآينه استمرار كلام به نحو ازلى و ابدى لازم مىآيد ، همان‌طور كه در وجه اخير ذكر شد . بنابراين ، تكلّم حقّ تعالى نمىتواند تنها مختصّ به حضرت موسى ( ع ) در كوه طور باشد ، در حالى كه اجماع قائم بر اين است كه تكلّم حقّ اختصاص به تكلّم با موسى ( ع ) دارد . قوشچى دربارهء دو وجه اخير معتزله چنين مىگويد : « كلام حقّ تعالى اگرچه ازلى است ، امّا تعلّقات كلام او اشخاص و افعالى هستند كه به واسطهء اراده و اختيار حقّ حادث شده است . پس امر به صلاة از جانب حقّ ، بعد از بلوغ مكلّف خواهد بود و بعد از موت او اين امر رفع خواهد شد . فلذا تكلّم حقّ تنها به حضرت موسى ( ع ) در كوه طور تعلّق خواهد گرفت . » او معتقد است خواجه مذهب معتزله را اختيار كرده و بر آن اين گونه استدلال مىكند : « متكلّم بودن حقّ تعالى ، به معناى اين است كه قدرت او عام و شامل جميع ممكنات است و شمول قدرت او مستلزم خلق حروف و اصواتى است كه دالّ بر معانى ممكن است و لذا اتّصاف حقّ تعالى به تكلّم ، همان خلق حروف دالّ بر معانى است . » خفرى نظر خود را دربارهء مطالب مذكور چنين بيان مىكند : « جميع ادلّهء معتزله در كلام لفظى به اعتبار وجود عينى آن و همين‌طور به اعتبار معنايى كه بالفعل مدلول كلام لفظى است ، اقامه شده و تمامى پاسخهاى مربوط به آن مبنى بر اين است كه كلام ازلى ، همان تكلّم حقيقى است كه امر واحد و غير زائد بر ذات بارى تعالى است يا كلام ازلى ، علم اجمالى به كلام است ، در حالى كه مقرون به اقتضاى القاى كلام به جهت اعلام غير است و اين علم اجمالى نزد محقّقان امرى واحد و غير زائد بر ذات حقّ است . »